|
شرايط دعا دعا را شرايطی است . شرط اولش اين است كه واقعا خواستن و طلب در معده و لب و زبان و كام همه آب میگويند . اگر هم در آن حال بخوابد آن هر چه روييد از پی محتاج رست تا بيابد طالبی چيزی كه جست هر كه جويا شد بيابد عاقبت مايهاش درد است و اصل مرحمت هر كجا دردی دوا آنجا رود هر كجا فقری نوا آنجا رود هر كجا مشكل جواب آنجا رود هر كجا پستی است آب آنجا رود آب كم جو تشنگی آور به دست تا بجوشد آبت از بالا و پست امن يجيب المضطرإذا دعاه و يكشف السوء »") . + نوشته شده در دوشنبه 31 تیر1387 13:36 توسط امین |
با سلام خدمت دوستان عزيز قلم نو : اگه اهل ديدن تلويزيون باشيد متوجه شديد كه چند روزيه روزهاي جمعه شب يه سريال به نام يوسف پيامبر ميزارن واقعا فيلم قشنگ و ديدني هست بهتون پيشنهاد مي كنم كه حتما اون رو ببينيد چون واقعا فيلم آموزنده و زيبايي هست .....بگذاريم ..... مطلب امروزم در مورد يوسف پيامبر يه داستان كوتاه و درعين حال شيرين ....حتما مطالعش كنيد گروهی از زنان شهر گفتند: همسر عزیز، غلامش را به خود فرا میخواند. چون این جریان به گوش همسر عزیز مصر رسید، زنان اشراف را به خانهاش دعوت کرده و برای آنان مجلسی آراست. سپس به هر کدام از آنان، نارنج و چاقویی داد و به آنان گفت که پوست بکنید. آنگاه به یوسف که در خانه بود، دستور داد که به مجلس بیاید. زمانی که یوسف وارد شد، زنان به محض دیدن یوسف، دست خود را بریدند. خداوند در قرآن فرموده است: هنگامی که همسر عزیز مصر از فکر آنان با خبر شد، به سراغشان فرستاد و از آنان دعوت کرد. سپس برای آنان، نارنج فراهم ساخت و به دست هر کدام چاقویی داد. در این هنگام به یوسف گفت: وارد مجلس آنان شوهنگامی که چشمانشان به یوسف افتاد، او را بسیار بزرگ شمردند. زنان در ادامه گفتند: این یک فرشته بزگوار است. همسر عزیز مصر گفت: این همان کسی است که به خاطر عشق و دوستی او، مرا سرزنش میکردید. آری، من او را به خویشتن دعوت کردم، ولی او خودداری ورزید. سپس گفت: اگر آن چه دستور میدهم، انجام ندهد، به زندان خواهد افتاد و به یقین، خوار خواهد شد. پس از آن، همه زنان، یوسف را به خود دعوت کردند و از او کام جویی خواستند. یوسف در آن خانه، از این وضعیت به ستوه آمد و دلتنگ شد و گفت: پروردگارا! زندان نزد من محبوبتر است از آنچه اینان مرا به سوی آن میخوانند. اگر مکر و نیرنگ آنان را از من بازنگردانی، به سوی آنان متمایل خواهم شد و از جاهلان خواهم بود. پروردگار نیز دعای یوسف را اجابت کرد و کید آنان را از او بگردانید. مراد از کید، حیله زنان است که رغبت یوسف را به آنان برمیانگیخت. پس از چندی، همسر عزیز مصر دستور داد که یوسف را زندانی کنند + نوشته شده در چهارشنبه 12 تیر1387 0:53 توسط امین |
فضيل بن يار گفت: امام صادق(عليهالسلام) فرمود: بر جوانانتان از «غلات» بترسيد تا آنها را فاسد نكنند؛ زيرا آنان عظمت خداوند را كوچك ميشمارند و براي بندگان خدا، ادعاي خدايي ميكنند. به خدا سوگند، همانا آنان از يهود، نصاري، مجوس و مشركان بدتر هستند. سپس امام فرمود: اگر غلو كننده به نزد ما بيايد او را نميپذيريم، ولي اگر انسان گناهكار به ما پناهنده شود، او را ميپذيريم. به امام گفته شد: علت آن چيست؟ امام فرمود: غلو كننده، به ترك كردن نماز، زكات، روزه و حج عادت كرده است. بنابراين، نميتواند عادتش را ترك كند و به فرمانبرداري از خداوند بزرگ باز گردد، ولي انسان گناهكار وقتي حق را شناخت به آن عمل ميكند. + نوشته شده در جمعه 7 تیر1387 0:31 توسط امین |
سلامي بسيار بسيار گرم ، به گرمي آفتاب سوزان جنوب : با سلام خدمت دوستان خوب قلم نو : امروز كه از خواب بيدار شدم و البته از شب اين كاري كه مي خواستم انجام بدم تو سرم بود و امروز تصميم واقعي خودم رو گرفتم /// من خودم شخصا وبلاگم رو تقريبا يك سال و نيم است كه درستش كردم و تنها يه هدف رو دنبال كردم ( هدف واقعي خودم) واسم يه سوال پيش اومده بود و دوست داشتم از شما دوستان خوب قلم نو اين سوال رو بپرسم كه ما اين قدر مطلب زود به زود و يا نه دير به دير، آب مي كنيم، كه 100 درصد مطا لب در مورد اسلام ، دين ، پيغمبر است ///حاشيه نريم اين سوال واسم پيش اومده بود كه واقعا چقدر ، چقدر به اون مطا لبي كه مي نويسيم واقعا از ته ته ته دل ايمان داريم و چقدر تا حالا بهشون عمل كرديم ؟ و آيا تونسته در زندگي اجتماعي ما تاثير داشته باشه و حداقل تونسته يك قدم ما رو به خدا نزديك تر كنه ؟ دوست داشتم اين سوال رو از شما بپرسم و همچنين چند روز بعد جواب همين سوال را كه واسه خودم پيش اومده از ته ته عمق راستي و صداقت جواب بدم دوستان واسه اينكه شايد يه جورايي روشون نشه و يا دوست داشته باشن كسي نظراتشون رو نبينه مي تونند به صورت نظر خصوصي واسم بفرستن.... + نوشته شده در پنجشنبه 30 خرداد1387 21:43 توسط امین |
امام صادق(عليهالسلام) فرمود: آن كسي از همه بيشتر در قيامت پشيمان است كه مال زيادي را با زحمت فراوان و تن در دادن به كارهاي خطرناك به دست آورده و آن را در راه خدا و كارهاي خير خرج كرده. هم چنين جواني و نيروي بدنياش را در راه پرداختن به عبادتها به كار گرفته ، ولي به ولايت علي بن ابيطالب(عليهالسلام) و مقام او در اسلام اعتقاد ندارد. اين چنين انسان كه با آگاهي بر دلايل ولايت علي ابن ابيطالب(عليهالسلام) از پذيرش آن سرباز ميزند و بر گمراهياش پافشاري ميورزد، در قيامت، صدقههايش به صورت مارهايي او را نيش ميزنند و نماز و عبادتها به شكل فرشتگان عذاب، او را ميرانند تا به جهنم وارد ميكنند. در اين هنگام صدا ميزند: اي واي، آيا من از نمازگزاران نبودم؟ آيا من از زكات دهندگان نبودم؟ آيا من نبودم كه از اموال و ناموس مردم چشمپوشي داشتم؟ پس چرا به اين گرفتاريها دچار شدم؟ به او گفته ميشود: اي بدبخت، آن عملها به حال تو سودي نميرساند؛ زيرا بزرگترين واجب، پس از اعتراف به يگانگي خداوند و پيامبري رسول خدا(صلي الله عليه و آله) را ضايع كردي. همچنين آن چه درباره شناخت حق علي(عليهالسلام) بر تو لازم بود، رها كردي و به دشمن خدا و آن چه كه او حرام كرده بود اعتقاد پيدا كردي. پس اگر به جاي اين كارها، همه عمر را به عبادت ميپرداختي و تمام زمين را از طلا پر ميكردي و صدقه ميدادي، اين گونه كارها [به حال تو سودي نداشت و] تو را از رحمت خدا دورتر و به خشم خدا نزديكتر ميكرد. + نوشته شده در جمعه 10 خرداد1387 23:4 توسط امین |
اميرالمؤمنين علي(عليهالسلام) فرمود: به درستي كه خداوند عزيز، پاداش كارهاي نيك را براي بيمار سالخورده به آن اندازه كه در دوران جواني و سلامتي انجام داده مينويسد. همچنين خداوند به فرشتگان ميفرمايد: پاداش كارهاي بندهام را البته تا وقتي كه به عهد و بندگياش پاي بند است به اندازه كارهاي شايسته پيش از بيماري و پيرياش بنويسيد. + نوشته شده در پنجشنبه 9 خرداد1387 0:22 توسط امین |
متن زیر جزو دستنوشته های دکتر علی شریعتی می باشد که بدلیل برداشت غلط بسیاری از مخاطبان باعث بوجود آمدن سوء تفاهمهایی در مورد ایشان گردید. با توجه به اینکه نگارنده ی این متن قصد هیچگونه توهین به هیچ یک از شخصیتهای مبارز و معتقد و انقلابی را نداشته است خواهشمند است در اظهار نظر نهایی خود کمال دقت را مبذول فرمایید. با تشکر. مدیریت وبلاگ نوعی جدید و تیپی تازه در میان گروه اسلامی پدید آمده است که فقیه نیستند اما مثل همین فقها حرف می زنند ، یعنی + نوشته شده در دوشنبه 9 اردیبهشت1387 17:24 توسط امین |
با سلام خدمت دوستان عزيز : بايد به بزرگواري خودتون اين غيبت ما رو ببخشين والا سخت گيرم از يه طرف بايد وبلاگ مربوط به رباتيك رو به روز كنم از طرف ديگه بايد درس هايم رو بخونم و يه كارهاي علمي هم انجام بدم و هيچ وقتي واسه ي به روز كردن اين وبلاگ نمي مونه البته اگه يه برنامه ريزي بهتري داشته باشم بهتر مي تونم تمام اين كارا رو اداره كنم سعي خودم رو در بهتر كردن وبلاگ قلم نو مي كنم قول ميدم ///چند روزي هم شده آمار بازديد كردن از وبلاگمون پايين اومده كه جواب اين سوال هم كاملا واضحه ..... يه مطلب در مورد اعطاي جانشيني به يك جوان رو اينجا نوشتم كه اين نوشته رو از داخل داستان هاي بحارالانوار بدست آوردم ان شا الله خوشتون مياد .... . اعطاي جانشيني پيامبر به يك جوان حضرت داوود تصميم ميگيرد كه سليمان را به جانشيني خود برگزيند؛ زيرا خداوند به وسيله وحي، او را به اين كار امر كرده بود. وقتي كه بنياسرائيل را از اين تصميم آگاه كرد، آنها به مخالفت پرداختند و گفتند: چگونه جواني را جانشين خود ميكند در حالي كه در ميان ما، كساني بزرگ تر از او هستند. داوود، اسباط بني اسرائيل را فراخواند و به آنها گفت: سخن شما به من رسيده است. بنابراين، عصاهاي خود را به من نشان دهيد. پس هر عصايي كه ميوه بدهد، صاحب آن عصا جانشين من خواهد بود. گفتند: ما راضي هستيم. داوود گفت: بايد هر كس از شما اسم خودش را روي عصايش بنويسد. آنها پذيرفتند. سليمان نيز اسمش را روي عصاي خود نوشت. همه عصاها را به خانهاي بردند و درش را بستند. بزرگان اسباط بني اسرائيل از آن خانه نگهباني ميكردند، تا صبح فردا رسيد. داود پس از نماز صبح، در خانه را گشود، و عصاهايشان را بيرون آورد. عصاي سليمان سبز شده و ميوه داده بود. ناگزير مردم در تعيين جانشين، رأي داوود را پذيرفتند. داود در حضور بنياسرائيل، براي سنجش شايستگي حضرت سليمان به او گفت: اي پسركم! چه چيز باعث آرامش انسان ميشود؟ سليمان گفت: اين كه خدا مردم را ببخشد و مردم نيز همديگر را ببخشند. باز پرسيد: اي فرزندم! چه چيزي براي انسان شيرين است؟ گفت: محبت زيرا آن نسيم رحمت خداوند در بندگانش است. داوود، با لبخندي از رضايت، او را به ميان بنياسرائيل برد و گفت: اين پسرم جانشين من در ميان شماست. + نوشته شده در شنبه 31 فروردین1387 21:16 توسط امین |
با سلام خدمت دوستان خوبم: بايد منو به بزرگواري خودتون ببخشيد چون اين روزها سرم خيلي شلوغه البته اين شلوغي رو خودم به وجود آوردم از يه طرف دنبال كارهاي غير درسي يكي از اين كارا ساختن يه وبلاگ جديد در مورد علم رباتيك و دوميش درس خوندن خودم كه البته به دوميش خيلي كمتر ميرسيم .... يه وبلاگ در مورد رشته خودم يعني برق زدم (همون كه قولش رو از قبل داده بودم ) و در ابتدا كم و بيش با قطعات الكترونيكي آشنا ميشيد و يه كم بعدش (منظورم يه سال بعد) با برنامه نويسي يك ربات و كلي از دستورهاش آشناتون مي كنم /// ودرپايان دادن چند طرح ساده براي ساختن ربات (البته طرح هايي كه از قبل ساخته شدن ) ازتون مي خوام اگه مايل به رشته برق و همچنين ربات هستيد يه سري بزنيد و همچنين اين وبلاگ رو به دوستان ديگتون كه به اين جور رشته ها علاقه دارن يه سر بزنند آدرسش رو واستون مينويسم ان شا الله تشريف مياريد .... + نوشته شده در دوشنبه 26 فروردین1387 23:30 توسط امین |
با سلام خدمت دوستان عزيز : قرار بود كه واسه يه مدت ننويسم ولي بعد از يه مدت كوتاهي كه ننوشتم ديدم تموم زندگيم همين وبلايكمه و هيچ جوري نمي تونه از نوشتن دست بردارم ... نمي دونم شما احساس كه به من دست داده رو تا حالا تجربه كردين يا نه ولي خيلي سخته ________در پايين يه مطلب در مورد دعا كردن و جوان ماندن يه فرد رو نوشتم /// قشنگه حتما مطالعش كنيد دعاي پيامبر اكرم(صلي الله عليه و آله) براي جوان ماندن روايت شده است كه عمرو بن حمق خزاعي به رسول خدا(صلي الله عليه و آله) آب داد. پيامبر(صلي الله عليه و آله) براي سپاسگزاري، او را اين گونه دعا كرد: خدايا! جواني او را طولاني فرما. پس هشتاد سال از عمرش گذشت، در حالي كه موي سفيدي در سر و صورت او ديده نشد. + نوشته شده در یکشنبه 18 فروردین1387 23:29 توسط امین |
|